
اكنون شهیدان كارشان را به پایان رساندهاند. و ما شب شام غریبان میگرییم، و پایانش را اعلام میكنیم و میبینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟.....دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
"آنها كه تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند، مرده هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده اند و مرگ خویش را انتخاب كرده اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده اند و مرده اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندنشان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده اند؟ .....دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬میگریند..... دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیاند...... دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. .....دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا........ دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
از كودك حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند كه باید چگونه زندگی كنند ......دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی كه بهجای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شدهاند و بس، در عزای همیشگی ماندهایم!..... دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
این كه حسین (ع) فریاد میزند:آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سؤال، سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست......دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
حسین علیه السلام زنده جاویدی است كه هر سال، دوباره شهید میشود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت میكند ...... دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
حسین (ع) یك درس بزرگتر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمهتمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمیبرد تا به همه حجگزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است......دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند كه در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ كه همه صحنهها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب كنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آنچنان مردن را، یا اینچنین ماندن را .....دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
امام حسین علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى كرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است......دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست...... دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنىآدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند ..... دکتر علی شریعتی
-----------------------------------------
مقتدایان امام حسین علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مىكنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بىتاب انسانهاى عاشق، تزریق می كند...... دکتر علی شریعتی
امام حسین (ع) سرور و سالار شهیدان و بهترین آرامشدهنده و شفاعت کننده است، و البته قرائت زیارت عاشورا، راهی برای نزدیکی به سیدالشهدا (ع)، تعجیل در دعاها و حاجات خیر و گشایش مشکلات است.
قرائت زیارت عاشورا، مهمترین آیین ماه محرمالحرام است و ما شیعیان با خواندن این زیارت به سرور و سالار شهیدان سلام میدهیم و از شالوده ستم و ظلم بر آن عزیز، بیزاری میجوییم.
برپایی زیارت عاشورا در محرم
در ماههای محرم و صفر، برگزاری زیارت عاشورا در مساجد، تکایا، حسینیهها و مجالس عزای امام حسین (ع) به یک سنت تبدیل شده است، هر چند که در سایر ایام سال برگزاری زیارت عاشورا رونق دارد، اما در ماه عزای سالار شهیدان، بیشتر است.
وقتی آبروی حسین (ع) واسطه آبرومندی ما میشود، آن گاه که وضو میسازی و با نیت پاک و دلی پر از حاجت رو به قبله مینشینی و زیارت شریف عاشورا را آغاز میکنی و به حسین (ع) سلام میدهی السلام علیک یا اباعبدالله ... لحظاتی خود را جدای از دنیا و تعلقاتش احساس میکنی.
آنجا که در زیارت عاشورا لعن میفرستی بر مردمی که شالوده ستم و بیدادگری را بر خاندان رسولالله (ص) ریختند، قلب انسان سنگین میشود از این همه قساوت، سنگدلی و بیرحمی.
آن لحظه که در زیارت عاشورا زمزمه میکنی، خدایا؛ قرار ده مرا نزد خودت آبرومند به وسیله حسین (ع)، احساس میکنی، خداوند نگاهی دیگر به تو دارد به واسطه آبروی نور دیده دخت عزیز و بزرگوار رسول الله (ص).
و آنگاه که در پایان زیارت عاشورا به پروردگار عزیز میگویی، خدایا روزیم گردان شفاعت حسین (ع) را در روز ورود به صحرای قیامت و ثابت بگذار گام راستیم را در نزد خودت با حسین (ع) و یاران حسین(ع)، انگار رها میشوی از تمام دغدغهها و دشواریهای این روزگار.
حسین (ع) یعنی عشق
حسین (ع) زیباترین واژه هستی است، حسین (ع) یعنی عشق، عشق به همه خوبیها، حسین(ع) شخصیتی است که خداوند در روز عرفه، نخست به زائران سیدالشهدا (ع) نظر میکند، بعد به زائران خانه خودش.
حضرت امام صادق (ع) میفرماید: «هر کس به وسیله خواندن زیارت عاشورا، جدم حسین (ع) را زیارت کند، چه از راه دور یا نزدیک، به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد، به وی میدهد».
بیشک با عشق و ارادت به سالار شهیدان کربلا میتوان سریعتر و مطمئن به هدف رسید.
زیارت عاشورا قسمت سوم
زیارت شریف عاشورا راهی سریع برای رسیدن به حسین(ع)
برای رسیدن به محبت، عشق و علاقه امام حسین (ع) هم راههای گوناگون وجود دارد، اما راهی که سریعتر میتوان به وسیله آن به بارگاه سرور و سالار شهیدان راه یابید و جزو شیفتگان و عشاق سیدالشهدا (ع) شوید، از طریق قرائت زیارت عاشورا و به ویژه مداومت به خواندن این زیارت شریف است.
زیارت عاشورا از احادیث قدسی است و روایت صفوان در مورد زیارت عاشورا، بیان کننده این امر است که جبرئیل امین این زیارت را از طریق خداوند متعال برای پیامبر بزرگوار اسلام (ص) قرائت کرد و این زیارت از طریق معصومان (ع) به امام باقر (ع) رسید و از طریق این امام معصوم (ع) به دست شیعیان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت (ع) رسیده است.
ائمه اطهار (ع) ما شیعیان، به ویژه آقا و سرورمان امام زمان (عج) تاکید به خواندن و مداومت به خواندن زیارت شریف عاشورا داشتهاند. در ملاقاتی که سید رشتی با امام عصر (عج) داشتهاند، ایشان به سید رشتی میفرمایند «چرا عاشورا نمیخوانید و بعد سه بار میفرمایند: عاشورا، عاشورا، عاشورا».
زیارت عاشورا شاهکلید رفع مشکلات است
امام صادق (ع) به صفوان میفرماید «زیارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن؛ به درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین میکنم، نخست زیارتش قبول شود، دوم سعی و کوشش وی شکور باشد، سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نا امید از درگاهش برنگردد، زیرا خداوند وعده خود را خلاف نمیکند». (بحارالانوار - جلد 98 - ص 300).
امام صادق (ع) به صفوان میفرماید: «هر گاه حاجتی پیدا کردی، این زیارت را بخوان که برآورده میشود».
چه حال و هوای خوشی دارد، قرائت زیارت عاشورا در محرمالحرام و چه زیباست به یاد همه حاجتمندان بودن در هنگام زمزمه این زیارت شریف. التماس دعا.
خدا را فراموش نکنید و با موجوداتش مهربان تر باشید.

























نظر یادت نره
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم …
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش میشد بهت نزدیک شم …
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.::پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰)::.-
گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.::مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳)::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.::به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! … توبه میکنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.::خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.::خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.::ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاشبر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن .خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)::
اول خدا

آرام باش، توکل کن، تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن،
آنگاه دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده است . . .
افتادگی یا گردن نهادن و خشنود بودن و یا هرچه می خواهید نامش را بگذارید،
نشانه سستی و درماندگی است...
جین وبستر
*********سخن بزرگان*********
دوستان در زندان به كار آیند كه بر سر سفره،
همه دشمنان دوست نمایند.
سعدی
*********سخن بزرگان*********
چه شادی هایی كه زیر پای انسانها سركوب شدند،
زیرا بیشتر افراد به آسمان توجه دارند و آنچه را كه زیر پاهایشان است نادیده می گیرند.
گوته
*********سخن بزرگان*********
اگر می دانستید كه یك محكوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد،
آنگاه قدر روزهایی را كه با غم سپری می كنید، می دانستید...
بوعلی سینا
*********سخن بزرگان*********
چهره ی خود را به سوی خورشید بگردان،
آن گاه تمام سایه ها پشت سر تو خواهند افتاد...
هلن كلر
*********سخن بزرگان*********
آن چه امروز از آنِ شما است،
یك روز به دیگری سپرده می شود...
جبران خلیل جبران
*********سخن بزرگان*********
ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﻳﺶ، ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﻣﻐﺰﺷﺎﻥ ﻳﻚﻣﻴﻠﻴﻮﻧﻴﻮﻡ ﻣﻌﺪﻩ ﺷﺎﻥ ﺑﻮﺩ،
ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻛﺮﻩ ﻱ ﺯﻣﻴﻦﺗﻌﺮﻳﻒ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺩﺍﺷﺖ...
ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﻧﻴﺸﺘﻴﻦ
*********سخن بزرگان*********
ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺍﻧﺎ ﻛﻮﺷﺶ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﻧﮓ ﻣﺤﻴﻂ ﺳﺎﺯﻧﺪ،
ﺍﻣﺎ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺳﻌﻲﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻣﺤﻴﻂ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﻧﺪ.
ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ، ﺗﺤﻮﻻﺕ ﻭ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﻳﻮﺍﻧﮕﺎﻥﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ...
ﺁﻧﺪﺭﻩ ﻣﻮﺭﻭﺍ
*********سخن بزرگان*********
ﺍﻣﻴﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﻧﺪ
ﻭ ﻋﺸﻖ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﮔﺮﻓﺘﻦﺍﺳﺖ.
ﻓﺮﻧﺎﻧﺪﻭ ﭘﺴﻮﺍ
*********سخن بزرگان*********
ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﺑﺨﺸﺪ، ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻳﺪ،
ﻭﻟﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﻭ ﺭﻫﺎ ﺑﺎﻗﻲ ﺑﻤﺎﻧﻴﺪ...
ﭘﻴﺘﺮ ﻣﻚ ﻭﻳﻠﻴﺎم
*********سخن بزرگان*********
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﺰﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﭽﺸﻴﺪﻩ ﻫﻮﺱ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻳﻜﺒﺎﺭ ﻣﺰﻩ ﻧﻌﻤﺘﻲ ﺭﺍ ﭼﺸﻴﺪ،
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺤﺮﻭﻣﻴﺖﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ...
ﺟﻴﻦ ﻭﺑﺴﺘﺮ
*********سخن بزرگان*********
ﺁﻥ ﭼﻪ ﺑﺎ ﺧﺸﻢ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ، ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ...
ﺑﻨﺠﺎﻣﻴﻦ ﻓﺮﺍﻧﻜﻠﻴﻦ
*********سخن بزرگان*********
وقتی تمام ورق های دستتان نشان می دهند که بازنده اید ،
تنها راه پیروزی شکست قوانین است .
کتاب اوهام - پل استر
*********سخن بزرگان*********
هرگز با احمق ها بحث نکنید.
آنها اول شما را تا سطح خودشان پایین می کشند،
بعد با تجربه ی یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند!
مارک تواین
*********سخن بزرگان*********
آدم بدبین، سختی را در هر فرصتی می بیند،
آدم خوش بین فرصت را در هر سختی.
چرچیل
*********سخن بزرگان*********
امید در زندگانی بشر به همان میزان اهمیت دارد که بال برای پرندگان.
ویکتور هوگو
*********سخن بزرگان*********
عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد؛
عاملی است که دو تن را مبدل به فرشته واحدی میکند.
ویکتور هوگو
*********سخن بزرگان*********
چقدر عاقلند آنهایی که در عشق احمق اند.
ویکتور هوگو
*********سخن بزرگان*********
علت اینکه ما از موسیقی خوشمان میآید این است که در دنیای رؤیاهای خود فرو میرویم.
سرشتهای عالی، موسیقی را دوست میدارند،
اما بهتر میدانند که از آن به عنوان ابزاری برای رسیدن به رؤیاهای خویش استفاده کنند.
ویکتور هوگو
*********سخن بزرگان*********
خنده حد فاصل میان انسانها را کم می کند.
ویکتور هوگو
*********سخن بزرگان*********
من اشخاص زنده را آنانی می دانم که مبارزه می کنند.
بی مبارزه زندگی مرگ است.
ویکتور هوگو
*********سخن بزرگان*********
هر آموزشگاهی را که باز کنید، در زندانی را بسته اید.
ویکتور هوگو
*********سخن بزرگان*********
آدم ها در اصل توان تحمل خوشبختی را ندارند ، طالبش هستند ، بی تردید ،
ولی همین که بهش برسند ،
حرص و جوش می زنند و خواب چیزهای دیگری را می بینند .
باغ گذر - مارگریت دوراس
شوخی و طنز یکی از ویژگی های رفتار آدمی است که هم می تواند به عنوان یک قابلیت مورد استفاده قرار گیرد و هم می تواند به عنوان یکی از اخلاقیات ناپسند جلوه کند.
بپرهیز از شوخی!
امیرالمومنین علی(ع) می فرمایند: «بپرهیز از شوخی و بازی و مزاح و خنده و سخنان بی فایده و باطل.» (۱)
چاشنی کارهای جدی کمی شوخی!
و در جایی دیگر می فرمایند: «أعقل الناس من غلب جده هزله و استظهر على هواه بعقله»؛ عاقلترین مردم کسی است که کارهای جدی او برشوخیاش غالب باشد و کمک گیرد از عقل خود برای غلبه بر هوا و خواهش خود. (۲)
در واقع حضرت می فرمایند اگر می خواهید در زمره انسانهای عاقل بهشمار آیید، باید کارها و امورات جدی شما بر شوخی و خنده شما پیشی گیرد. حضرت در این گفتار ما را از شوخی منع نمیکنند بلکه میگویند سعی کنید در کنار کارهای جدی زندگیتان کمی شوخی چاشنی کنید نه این که در کنار شوخی و خنده کمی کار جدی چاشنی کنید!
همان طور که در قسمت های پیشن بیان شد اسلام در زمینه شوخی و خنده نیز، جانب اعتدال را رعایت میکند و متذکر میشود شوخی در حد اعتدال و کم آن مطلوب است، اما اگر از حد گذشت؛ نتایجی در پی دارد که قابل جبران نیستند و تا مدت ها باید به دنبال خلاصی از مشکلات ایجاد شده ناشی از آن باشید.
مضرات شوخی بی جا و بسیار
۱. یاد مرگ مرا از شوخى و کارهاى بیهوده باز مىدارد!
علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: «آگاه باشید! به خدا سوگند که یاد مرگ مرا از شوخى و کارهاى بیهوده باز مىدارد.» (۳)
حضرت در این سخن شوخی کردن را در زمره بسیاری از کارهای بیهوده و بی ثمر قرار می دهند که انسان را از یاد آخرت غافل میکند. گاهی اوقات انسان آن قدر در شوخی و خندههای بی مورد زیادهروی میکند که دیگر جایی برای توجه به خداوند در دل آنها باقی نمیماند. در واقع شوخی بسیار مانند خنده زیاد دل را میمیراند.
۲. «مردى شوخى نکرد، جز آنکه پارهاى از عقل خود را بیرون انداخت.» (۴)
۳. «غلبه کردن شوخی در انسان تصمیم جدی او را در کارها باطل کند.» (۵)
۴. «شوخی بسیار نشانه نادانی است.» (۶)
۵. «مزاح و شوخی سبب جدایی است و کینه در پی دارد.» (۷)
۶. «آفت هیبت و شکوه انسان مزاح و شوخی است.» (۸)
۷. «کسی که شوخی بسیار کند، وقار و سنگینی او کم شود.»(۹)
۸. «کسی که شوخی کند او را سبک شمارند.»(۱۰)
اما جدای از مضرات شوخی زیاد برای شخصیت و تعالی روحی انسان، شوخی میتواند در بسیاری از موارد مفید باشد. هرچند که شاید تشخیص جایگاه شوخی بهجا کار سختی باشد، اما شوخی درست و به موقع خالی از فایده نیست.
موقعیت و جایگاه شوخی
نکته ای که همیشه باید در شوخی کردن مد نظر داشت موقعیت و جایگاه آن است. آیا واقعا فضا و موقعیت ظرفیت شوخی ما را دارد؟ یا شوخی کردن در این فضا باعث سبک مغز جلوه کردن ما میشود؟ اما اگر شوخی همراه با نکاتی ظریف باشد قطعا تبعات فوق را در پی نخواهد داشت. در بسیاری اوقات انسانها در شوخی بر ارزشهای اخلاقی پای نهاده و با شوخی یکدیگر را به تمسخر میگیرند و با بیان خلقیات منفی افراد حاضر، بذر کینه میکارند.
گاهی اوقات نیز افراد در شوخی های خود ادب را لحاظ نمیکنند و این شوخی وقار و متانت آنها را خدشهدار میکند.
حربهای مفید برای ایجاد روابط دوستانه و محبت آمیز
اما اگر این شوخی برای تلطیف فضا و ملازم با اخلاقیات و رعایت ادب و بدون تمسخر گرفتن افراد باشد؛ فواید بسیاری هم به دنبال خواهد داشت. شوخی میتواند یکی از حربههای مفید برای ایجاد روابط دوستانه و محبت آمیز باشد. انسانها میتوانند با شوخیهای خود سنگینی فضا را بشکنند و روابط را نزدیکتر سازند.
از عوامل مهم موفقیت سخنرانان
شوخی می تواند یکی از عوامل مهم موفقیت سخنرانان باشد. وقتی خستگی و بی حوصلگی در مخاطب سرایت کرده و روحیه خواب آلودگی در همه محیط نشت یافته است؛ یک شوخی کوچک میتواند محیط را برای ادامه سخنرانی فراهمتر کند. نکتهای که بسیاری از سخنرانان از آن غفلت میکنند و بازدهی سخنان خود را پایین میآورند.
در نتیجه می توان گفت در شوخی کردن باید حد اعتدال را رعایت نمود تا از مضرات بی شمار آن در امان بود و از فواید آن بهرهمند گردید.
چرا چشم قهوهایها قابل اعتمادترند؟
پژوهش جدید دانشگاه چارلز در پراگ نشان داده که انسانهایی با چشمان قهوهای از چشم آبیها قابل اعتمادترند.
در این پژوهش تصویر 40 زن و 40 مرد چشم قهوهای و چشمآبی برای قضاوت در مورد میزان قابل اعتماد بودن، جذابیت و تسلط آنها در برابر شرکتکنندگان قرار گرفت که نتایج نشان داد از نظر شرکتکنندگان افراد چشمقهوهای قابل اعتمادترند.
این در حالیست که هنگام نشان دادن تصاویر همان افراد چشمقهوهای که رنگ چشمانشان این بار بصورت مصنوعی، آبی شده بود، شرکتکنندگان میزان قابل اعتماد بودن آنها را برابر تشخیص دادند.
این پژوهش نشان داده که کلید قابل اعتماد بودن در ویژگیهای مشترک چهره افراد دارای چشم قهوهای بوده و ارتباطی به رنگ چشم آنها ندارد.
برای مثال مردان دارای چشم قهوهای از چهرههای گردتر و چانه وسیعتر، دهان عریضتر با گوشههای رو به بالا، چشمان بزرگتر و ابروهای نزدیک به هم برخوردارند که مردانهتر و از این رو قابل اطمینانتر محسوب میشوند.
در مقابل، مردان دارای چشمان آبی بیشتر از ویژگیهای صوری مانند چشمان کوچکتر و دهانی با گوشههای رو به پایین برخوردارند که ظاهری حیلهگر به آنها میدهد.
زنان دارای چشمان قهوهای نیز مورد اعتماد بیشتری نسبت به چشمآبیهای جنس خود بودند اما تفاوت آنها به چشمگیری مردان نبود.
این پژوهش که در مجله PLOS ONE منتشر شده، چنین نتیجهگیری کرده که اگرچه چهرههایی با چشم قهوهای از قضاوت خوشبینانهتر مخاطب، در مقایسه با چشم آبیها برخوردارند، بخودی خود این رنگ چشم نیست که باعث برداشت قابل اعتماد بودن آنها شده، بلکه ویژگیهای صوری است که در این افراد بیشتر دیده میشود.



















































